ما را در سایت از نوشته های قدیمی که دیگه ادامه ای نداره ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: يکشنبه 28 آبان 1396 ساعت: 0:59
گاهی یک جا در رو باز میکنن و برای همیشه میرن.. تمام!
ما را در سایت از نوشته های قدیمی که دیگه ادامه ای نداره ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 22:32
ما را در سایت از نوشته های قدیمی که دیگه ادامه ای نداره ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 22:32
ما را در سایت از نوشته های قدیمی که دیگه ادامه ای نداره ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: پنجشنبه 11 آبان 1396 ساعت: 22:32
ما را در سایت از نوشته های قدیمی که دیگه ادامه ای نداره ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 60 تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 21:36
از دیگران چه انتظار داشته باشم ...
یک نومیدی ناجور دارد برایم این روزها ...
آنقدر که دلم میخواهد بنویسم :
به آن نزدیکی و محبّت شک کن ، نه به بی فایدگی نزدیکی و محبّت ...
"سیاه چومِی"
ما را در سایت از نوشته های قدیمی که دیگه ادامه ای نداره ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 21:36
آیا حل مسائل عشقی برای اونایی که ریاضتشون خوبه ، آسونه ؟
من که ریاضیاتم خوب بود ولی چرا نتونستم حلش کنم، خودمم نمیدونم !!!!!!!!! انگار یکی از اطلاعات مساله ناجور هست و نمیشه تووی این معادله گذاشت !!!!!!
دیشب تب شدیدی داشتم ...هر بار که دلمو میشکنی و از نوشته های قدیمی که دیگه ادامه ای نداره ......ما را در سایت از نوشته های قدیمی که دیگه ادامه ای نداره ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 21:36
آن روز جای من شمعی روشن کن درختِ نارنج ...
نه ! صبر کن !
روی کاغذی بنویس : قرار بود ...اما حالا که نیستی قرار بی قرار !!!!
" سیاه چومِی"
ما را در سایت از نوشته های قدیمی که دیگه ادامه ای نداره ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 57 تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 21:36
من عاشق دوتا گُل هستم ... شقایق و لاله ی واژگون...و وقتی ازم میپرسن که کدومشون رو دوس دارم ،قلبمو میدم دستشون و میگم : هر دوتاتون! ........................در سرزمین من شَلار یعنی دامنِ بلندِ چین دار...اما هر وقت که مادر بِهمون میگه : بسه دیگه اینق از نوشته های قدیمی که دیگه ادامه ای نداره ......ما را در سایت از نوشته های قدیمی که دیگه ادامه ای نداره ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 52 تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 21:36
کارم این نبود ولی دُچار اشتباهِ لیلی شدم...
اونم اشتباه هزار ساله ی لیلی....
به همین خاطر حجم راه کوتاه به نظر ميومد و الان حس میکنم ديگه رسیدم به آخر خط....
تموم شد همه چی...
یعنی که تموم کرد همه چیز رو در منتهای قصاوت و سنگدلی...
حتی از پاییز هم بی رحم تر...
ما را در سایت از نوشته های قدیمی که دیگه ادامه ای نداره ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: جمعه 5 آبان 1396 ساعت: 21:36